تبلیغات
پایگاه فرهنگی مذهبی جنّت الحسین(ع)
تا پرچم حسین روی بام خانه هاست // باور کنید حمله به ایران نمیکنند
ورودیه محرم


از آنجا که

«سیاست ما عین دیانت ماست»

امسال با برائت از آمریکا

به پیشواز محرم می رویم

و به کوری چشم یزید

راهپیمایی امسال ما

دسته عزاداری ماست!

بی مقدمه می گوییم. ساده می گوییم. رک و راست و صریح و رسا می گویم: ما مذاکره را با آمریکا را قبول نداریم! ما از روند مذاکرات وقتی حمایت می کنیم که نتیجه اش باب میل ما باشد. حرف ما این است اگر با یک تماس نیم ساعته می شود دور تمام دشمنی های سابق خط باطل کشید و کدورت ها را رفع و گذشته ها را به همین سادگی فراموش کرد. چه خوب است یک تماس دیگر با کاخ سفید آن نامرد سیاه بگیریم تا در رابطه با یک سری موارد دیگر هم به توافق برسیم، اما افسوس...! دریغا که آنچه ما می خواهیم، با سودمند ترین مذاکره هم حاصل نخواهد شد. می دانید چرا؟ چون نتیجه مذاکره هر چه هم که خوب باشد، هر چقدر هم که به نفع خزانه دولت و به سود جیب ملت باشد، حتی اگر تمام دارایی های بلوکه شده ایران را بازگرداند؛ با همه این ها اما باز، بعد از این همه سال، سو به چشم مادران شهید داده بر نمی گردد. کمر خم پیرمادران چشم انتظار شهیدان گمنام، راست نخواهد شد. هواپیمای ایرباس بعد از گذشت این همه سال به آشیانه انقلاب باز نمی گردد و در باند مهرآباد فرود نخواهد آمد. دستاورد های مذاکره ایران با آمریکا هر چه هم که باشد، باز علیرضا احمدی روشن از یتیمی در نخواهد آمد. بابای آرمیتا به خانه بر نخواهد گشت. شهریاری از بهشت به اتاق کارش در بهشتی هبوط نمی کند تا دوباره شهریار دانشگاه ملی شود. و دیگر مصطفی احمدی روشن نمی آید تا یکبار دیگر چراغ علم و صنعت را با موتوربرق تقوا، روشن کند.

 

آی آقایانی که برای نشان دادن حسن نیت خود به یهودیان آمریکایی، مردود بودن هلوکاست را کتمان کردید؛ ترور دکتر علیمحمدی به دست تروریست مزدور اسرائیل، افسانه نبود! نمی خواهید بگویید که آن اعترافات هم کذب محض بود؟! این همه خوش خدمتی به که؟ به شیطان بزرگ و سگ نگهبانش رژیم صهیونیستی؟! ما در عجبیم از آنها که نیش عقرب را نه از ره کین می دانند و نیز این را می دانند که گزیدن، اقتضای طبیعت عقرب هاست؛ پس چرا به سوی این بزرگ عقرب سمی جهان، دست دوستی دراز می کنند؟ ما تا خط تولید پهباد «پریدیتور» و «ریپتور» متوقف نشده به «اصل» مذاکره، و تا وقتی ادبیات آمریکا پشت کوهی و روی میزی ست، به «شکل» مذاکره می خندیم. ما تا VOA در ماهواره بر علیه جمهوری اسلامی برنامه می سازد به سازهای ناکوک آمریکایی نمی رقصیم. مذاکره ایران و آمریکا و تلاش مذبوحانه عده ای قلم به دست زنجیره ای داخلی، برای تعمیق روابط با ایالات متحده واقعا ذلت بار است. وقتی گزینه نظامی علیه ما روی میز است. این دیگر خیلی چیز است.. یعنی اظهر من الخورشید است که حرف حساب آمریکایی ها چیست. آری باید هم خندید به اینکه نمایندگان دستگاه دیپلماسی ما با خوشبینی تمام و با لبخندی از سر محبت با آنها صحبت کردند و آنها به زبان اخم و با لحن تحریم جواب ما را دادند.

 

ما از این رفتارهای تکراری طرف غربی اصلا متعجب نمی شویم. آنها که بعد از مطرح شدن «گفتگوی تمدن ها» از این سو، ایران را محور شرارت خواندند، عجیب نیست که امروز هم بعد از لبخند دستگاه دیپلماسی ما و دراز شدن دست دوستی دولت ما با آمریکا، یکی مثل وندی شرمن با بی شرمی تمام، ایرانیان را فریبکار و دروغگو بنامد. یعنی آنچه که خود لایق آنند، به ما نسبت دهند. ولی ما به شرمن خرده نمی گیریم. چرا که «از کوزه همان برون تراود که در اوست». لیکن ما دلگیر از جایی دیگر و دلخور از کسانی دیگریم. ما از این ناراحتیم که این روزها با وجود آن همه پیغام و پسغام کوفیان برای حسین، در کوفه اما همه سینه چاک یزیدند. ناراحتیم از اینکه اهالی کوفه پیش خود گفتند نکند یزید نیز همچون پدرش بر کوفیان غضب کند و سهم کوفی جماعت از بیت المال را قطع کند. و برای آنکه خاطر او از امن بودن کوفه آسوده شود، فرستاده حسین را عین آب خوردن سر بریدند تا مبادا کسی علیه یزید حرفی بزند. و این خیانت، ظلم بزرگ کوفیان به تاریخ بود.

 

خیانت این است که عده ای بگویند رجز نخوانید که مبادا صدایتان به گوش یزیدیان برسد و فحوای کلامتان آنان را از پای میز مذاکره دور کند! ما نمی دانیم برخی خودش را زده اند به آن راه یا اینکه واقعا نمی دانند! اگر خواب هستند یا اینکه خود را به خواب زده اند، چشم های بسته شان را باز کنند ای کاش. ولی اگر نمی دانند بلند تر می گوییم که خوب بدانند. ما تا زمانی که ندای عاشورایی حسین را در حنجره داریم، برای گرفتن امان نامه فدایت شوم شمر وسوسه نمی شویم. ما از دروازه عاشورا وارد صحنه روزگار می شویم، هیچوقت به یزید ظالم زمانه از پنجره دوستی نگاه نخواهیم کرد. ما تا خون حسین در شریان های آرمان هایمان جاری ست، با ابن زیاد ها سر دوستی نداریم. تا زبان پسر ابی وقاص در حسرت چشیدن طعم گندم ری است و هر شب خواب ملک ری می بیند، بعد از عاشورا با عمر سعد گعده نمی گیریم. ما تا شکم هامان از حرام پر نشده باشد، هیچگاه با حرامیان بیعت نمی کنیم. اشتباه نکنید، با یزید نمی تواند با رویه اعتدال کنار آمد. نمی شود رابطه با یزید را با تدبیر و امید حل کرد. دل بستن به حسن نیت یزید، ساده انگاری محض است. چشم داشتن به کمک به شائبه یزید، حماقتی نابخشودنی ست.  

 

وقتی شما هوای یزید را دارید دیگر چرا می ترسید که ما فریاد حسینی سر دهیم؟ شما چه کار به رجزهای ما دارید؟ این جا شهر ماست. شهر ما خانه ماست. بیلبورد های خانه ما هیچ ربطی به شما ندارد! چهاردیواری اختیاری! اما حالا که طرح های صادقانه روی بیلبوردها را برداشتید، حالا که برای طرف آمریکایی پشت چشم نازک کردید. عیبی ندارد؛ اتفاقا اینگونه خیلی بهتر است. بگذار تصاویر مخل صداقت را از بیلبورد های کوفه بردارند. کوفه بیلبوردی علیه صداقت یزید نداشته باشد، برای حسین بهتر است و کوفیان برای حسینی شدن مختار باشند، مأجور ترند. آری کوفه هم بیلبوردهای تبلیغاتی نداشت. و تنها رسانه حامی حسین حنجره زینب بود. حنجره ای که آرمان عاشورایی حسین را چنان بلیغ و رسا در گوش تاریخ فریاد زد که با گذشت قرن ها هم هنوز در گوش فلک جوهره آن صدا خاموش نمی شود. و به خاطر زنگ همان صداست که ما امروز هرگاه عطش معرفت رگ رگ وجودمان را فرا می گیرد، سلام بر حسین می دهیم و چون سیراب که می شویم، لعنت می کنید یزید و پیروانش را.

 

عاشورا جاری ست در بعد زمان و کربلا محیط است در بعد مکان. امسال سیزده آبان، ورودیه محرم است. از آنجا که «سیاست ما عین دیانت ماست»، ما امسال با برائت از آمریکا به پیشواز محرم می رویم. و به کوری چشم یزید، راهپیمایی امسال ما دسته عزاداری ماست! امسال راهپیمایان مبارزه با استکبار جهانی، همان عزاداران حسین هستند. تمام جهان امسال در روز سیزده آبان، تنها شاهد یک راهپیمایی سیاسی نیست، بلکه نظاره گر یک حرکت عمیق اعتقادی خواهد بود. اختلاف ما با آمریکا بر سر عقیده است. شروع اختلاف ما با آمریکا از بهمن پنجاه و هفت نبود، متأثر از تحریم نبود، چرا که تا ماه های قبل از وقوع انقلاب و در زمان حکومت شاه معدوم، گرچه دولت ایران با آمریکا رابطه داشت اما باز مردم از آمریکا بیذار بودند. آن روزها ایران نه تنها تحریم نبود بلکه مورد وثوق دولت ایالات متحده بود. در موسم انقلاب و با وزیدن نسیم آزادی، مردم به خاطر تحریم رادیو دارو نبود که بر سر بام خانه ها برای آمریکا، مرگ را آرزو می کردند. دشمنی ما با آمریکا بر سر یکی دو موضوع ساده سیاسی و اقتصادی نیست. رزمندگان به خاطر «اعمال تحریم» نبود که شعار «مرگ بر آمریکا» را در جبهه ها سر می دادند و به شهادت می رسیدند. جاری شدن این همه خون، حاصل حجامت بدنه امت نیست! ما در نبرد حقانیت اندیشه مان جنگیدیم و بر سر عقیده بود که خون سربازان خمینی بر زمین ریخت. قسم به جان سید علی که مادران شهید بجای آقا روح الله، برای جان کری نامه فدایت شوم ننوشته بودند، تا امروز روزی، لخته های خون فرزندانشان زیر نُت های پر افت و خیز خنده های ظریفانه جان کری، پایمال شود! این همه خون، حجامت ملت نبود!

 

شهدا از خون خود گذشتند تا در برابر انحراف شیطانی آمریکا بایستند، چرا که امام گفت: «شیطان بزرگ آمریکاست»! و شهیدان پیروان پر صلابت و مخلص آن پیر فرزانه، به سمبل استکبار در عصر کنونی، یعنی آمریکای جهانخوار، ایراد ماهوی داشتند، نه عداوت عدواتی! ما امروز در خط مقدم مبارزه با کفر و طاغوت و استکبار، در امتداد راه شهیدان عالی مقام انقلاب اسلامی ایستاده ایم و بی درنگ می جنگیم. ما از تحریم و از جنگ و از مرگ نمی هراسیم. تمام دلهره ما از آن روزی ست که ننگ ذلت را به جان بخریم. ما بر آن عهد که بستیم بر آنیم هنوز، چرا که این ندای حق طلبانه ماست. و شما حتی اگر خوب هم به حرف هایمان گوش نکنید، باز می شنوید صدای رسایمان را.. «حسین حسین شعار ماست، شهادت افتخار ماست». ما لشگر عاشورائیان ماتأخر حسین در دوره آخرالزمانیم. و همچون تمام کربلائیان، مرگ با عزت را به از زندگی با ذلت می دانیم. چرا که ما اهل کوفه نیستیم تا از ترس رسیدن گزندی به جان و مال و خانواده خویش، در شب عاشورای سرنوشت، توی خیمه امن شمر ملعون پای میز مذاکره امان نامه بنشینیم، اما حسین در خیمه گاه امامت، غریبانه تنها بماند. هیهات از این امان ذلت بار! اف بر این حیات خفت بار!

 

ما با امان نامه شمرانه شما در امنیت کامل به سر ببریم تا شما برای مولای بی همتای مان نقشه های پلید ترسیم کنید؟ لعنت به شما و این امان ننگینتان. دور ما یکی را خط بکشید. همانطور که در شعب ابی طالب، معیشت مسلمانان از سوی استکبار آن روزگار تحریم شد و آنان خم به ابرو نیاوردند؛ همانگونه که پیامبر ما تسلیم خدعه ابوسفیان نشد، همانطور که علی در برابر انحراف و زیاده خواهی های ناکثین و قاسطین و مارقین، یک وجب هم کوتاه نیامد. همانگونه که حسین در برابر تهدید شامیان، از احیای امر به معروف و نهی از منکر پا پس نکشید و حاضر به بیعت با یزید پلید نشد؛ ما نیز هیچگاه بخاطر برداشتن تحریم، با ابن زیادهای مکار روزگار خود هم پیمان نمی شویم. شنیدید!؟ تا روی بیلبوردهای شهر دل ما حک شده است: «کل یوم عاشورا و کل ارض کربلا» ما در جنگ ننگ پیروز نمی شویم و در نبرد رادمردی به اسارت نمی رویم. و تا آن زمان که بودن این جمله ناب بر تارک بیلبورهای شاهراه های شهر دلمان را اشتباه ندانیم و آن را اقدام علیه امنیت دلی تلقی نکنیم، از پیمودن راه حق، کوتاه نمی آییم. حتی اگر شب و روز بر ما گلوله بارد! 

آخرین ویرایش: یکشنبه 12 آبان 1392 06:00 ب.ظ
تاریخ ارسال : یکشنبه 12 آبان 1392  05:58 ب.ظ  | نویسنده :   خادم الحسین
دیدگاههای مربوط به پست (ورودیه محرم)

ایمیل شما نمایش داده نخواهد شد

 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.
  • موضوعات CATEGORIES2

  • برچسبها TAGS

  • آرشیو ماهانه Monthly Archive

  • صفحات اضافی Static Pages

  • پیوندها Links

  • پیوندهای روزانه Link Dump